الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
617
الغدير ( فارسى )
حديث غدير را با افزودگىهايى گوناگون روايت و ثبت كردهاند ، كه جز با معنايى از كلمهء مولى كه مقصود ماست ، سازش ندارد . قرينهء سوم : قول رسول خداست به اين شرح : اى گروه مردم ، به چه امرى شهادت مىدهيد ؟ مردم گفتند : شهادت مىدهيم به يگانگى خدا . فرمود : بعد از آن به چه امرى ؟ گفتند : به اينكه محمّد بنده و فرستادهء اوست . فرمود : ولىّ شما كيست ؟ گفتند : خدا و رسولش مولاى مايند . سپس بازوى على را گرفت و او را به پا داشت و فرمود : هركس كه خدا و رسول مولاى اويند ، اين [ على ] مولاى اوست . اين جملهها در حديثى كه از جرير روايت شده ، مذكور است و لفظ روايت رسيده از خود امير المؤمنين عليه السّلام و روايت زيد بن ارقم و عامر بن ليلى نيز قريب به اين مضمون است و در لفظ حذيفة بن اسيد به سند صحيح چنين مذكور است : آيا اين شما نيستيد كه به يگانگى خدا و اينكه محمّد بنده و فرستادهء اوست ، شهادت مىدهيد ؟ تا آنجا كه راوى گويد : گفتند : بلى ، شهادت مىدهيم ، فرمود : خداوندا گواه باش . سپس فرمود : اى مردم ، همانا خدا مولاى من است و من مولاى مؤمنان هستم و به آنها از خودشان سزاوارترم ، پس هركس كه من مولاى او هستم ، اين [ على ] مولاى اوست . « 1 » بنابراين ، واقع شدن ولايت در سياق شهادت به توحيد و رسالت و رديفكردن آن در دنبال مولويّت مطلقهء خداى سبحان و سپس رسول او ممكن نيست مگر اينكه از آن معناى ولايت و امامتى اراده شود كه با سزاوارتر بودن به مردم از خودشان ملازم باشد . قرينهء چهارم : اين گفتار رسول خداست در دنبالهء لفظ حديث : اللّه اكبر على اكمال الدين و اتمام النعمة و رضى الربّ برسالتى و الولاية لعلىّ بن ابى طالب . « 2 » عبارت حديث به روايت شيخ الاسلام حموينى چنين است : اللّه اكبر تمام نبوتى و تمام دين اللّه
--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 22 ، 26 ، 27 ، 33 ، 36 ، 47 ، 55 . ( 2 ) . ترجمهء حديث : خداى را بزرگى سزاست كه دين را به كمال رسانيد و نعمت را بر همگان تمام كرد و مرا به رسالت و على بن ابى طالب را به ولايت برگزيد . ( و )